![]() |
![]() |
|
| متنها و شعرها و حرفهاي ناگفته |
|
ای مهربان تر از بزگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران ایینه نگاهت پیوند صبح و ساحل لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران بازا که در هوایت خاموشی جنونم فریاد ها بر انگیخت از سنگ کوهساران گفتی"به روزگاران مهری نشسته" گفتم "بیرون نمی توان کرد حتی به روز گاران" ... (شفیعی کدکنی)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 11:23 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
دو و میدانی ان که از رگ و ریشه اموزگار است هر چیزی را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی می گیرد حتی خودش را آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
سیاه وش عباد بنیامین شيوا صدای سکوت |
|
RSS
|