تبليغاتX
تپش سايه دوست - غم تنهایی
متنها و شعرها و حرفهاي ناگفته
مشتاق دیدار تو می مانم بر در سرای

هر کجا هستی سوی من باز ای

غنچه عشقت پرده بدرید و گل گشت

عاشق روی تو یکی اواره بلبل گشت

در هر سرا که رفتم صحبت زلف تو بود

از نام تو ساختم بس نغمه و سرود

می کشم بار غم تنهایی بر دوشم

گاهی پر م از ناله و گاهی خموشم

هر کجا باشی دل من انجاست

شهر دلم با یاد تو پر از  رویاست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 13:34  توسط نسترن |