![]() |
![]() |
|
| متنها و شعرها و حرفهاي ناگفته |
|
دوستان مي گويند سعدي خيمه برگلزار زن من آن گلي را دوست دارم كه در گلزار نيست.(سعدي)
آرزويي دارم به وسعت آبي اسمان و دلي در تپش به مثال قلب بي تاب جمعه ها در باغ احساس را ميگشايم و لب جوي هستي زير سايه درخت انتظار مي نشينم. شكوفه هاي باغ اميد مرا مي نگرند! انگار تو را از نگاهم خوانده اند. نسيمي از ان سوي باغ وزيدن مي گيرد و شكوفه ها را ارام بر دامنم مي نشاند شكوفه هايي به رنگ گلهاي چادر نمازم وبا عطر گل ياس .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 12:14 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
دو و میدانی ان که از رگ و ریشه اموزگار است هر چیزی را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی می گیرد حتی خودش را آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
سیاه وش عباد بنیامین شيوا صدای سکوت |
|
RSS
|